علمي

علمي
امتياز : 3865

ابوعلي حسين بن عبد الله بن سينا در سال  359  - 370 هجري -  در روستايي در حوالي بخارا چشم بر جهان گشود  . پدرش عبد الله  ‏اهل بلخ بود و مادرش ستاره نام داشت ، زني از اهالي روستاي افشنه .‏

عبد الله پدر بو علي دوران جواني اش را در زادگاه گذرانيده و  سپس به بخارا پايتخت حكومت سامانيان عزيمت كرد ‏‏.‏

هنگامي كه عبد الله از شهر پدران خود به بخارا رفت سيصد سال از حكومت تازيان بيگانه گذشته بود و سامانيان بر ‏بخارا حكم مي راندند .‏

هنگامي كه ابن سينا پنج سال داشت ، نزد پدر كه مردي فاضل بود حساب ، رياضيات ، رو خواني قرآن و صرف و نحو ‏زبان عربي مي آموخت او از همان ابتدا بسيار باهوش بود و براي كسب دانش شوق و اشتياق فراواني داشت پس از ‏چندي نيز به مكتب رفت كه سر آمد هم مكتبي هاي خود بود ‏

او در ده سالگي قرآن را  حفظ كرده و ادبيات و هندسه  رياضيات و صرف و نحو عربي را نيز ميدانست ، او به طبيعت ‏و گياهان و حيوانات علاقه خاصي داشت و اوقات فراغت را در دشت و صحرا به جستجو و كسب تجربه مي پرداخته و ‏بدين صورت از دوران كودكي به خواص گياهان دارويي و طبابت علاقه مند شده است ‏

هنگامي كه ابوعلي دوازده سال داشت به همراه خانواده در بخارا ، پايتخت ساماني مي زيست و پدرش عبد الله نيز ‏داراي شغل و منصب ديواني بود .‏

عبد الله فرزند خويش را نزد استادي به نام عبد الله ناتلي فرستاد تا نزد او معلومات خود را تكميل كند . پيش از آن ‏هم ابوعلي علم فقه را از شخصي به نام اسماعيل زاهد فرا گرفته بود .‏

ابوعلي به حدي باهوش بود كه گاهي در مطالب علمي وجوه تازه اي ميافت به طوري كه باعث تعجب استاد خود مي ‏گشت . ناتلي نيز وي را تشويق به فراگيري علوم و دانش اندوزي ميكرد و بدين گونه ابوعلي علم منطق را فرا گرفت و ‏بعد به تكميل رياضيات پرداخت .‏

ابوعلي سينا براي تكميل و ارتقا معلومات خود چاره اي جز مداومت و كوشش خويش نداشت او طبيعيات و الهيات را ‏نزد خود خواند . او تمامي كتابهايي كه در دسترسش قرار ميگرفت سود مي جست  و علم پزشكي را نيز خود به وسيله ‏كتابهاي بزرگان و تجربيات عملي نزد خود فرا گرفت ‏

ابوعلي در جواني حكمت ماوراء الطبيعه را نيز آموخت و هر كتابي كه در اين زمينه به دستش مي رسيد مطالعه و ‏تجزيه و تحليل ميكرد . روزي كتاب ما بعد الطبيعه ارسطو را به دست آورد و شروع به مطالعه آن كرد اما هر چه ‏ميخواند مفاهيم نهفته در آن را به دست نمي آورد  و باز از ابتدا مي خواند تا اينكه بيش از بيست بار كاتب را خواند ‏اما هنوز مفهوم جملات كتاب را به درستي درك نميكرد تا اينكه يك روز كه از بازار بخارا عبور ميكرد فروشنده اي ‏راه او را گرفت و كتاب فرسوده اي را به وي فروخت . وقتي شروع به خواندن كتاب كرد متوجه شد كه كتاب نوشته ‏ابونصر فارابي و در مورد شرح اغراض ما بعيد الطبيعه ارسطو است همان كتابي كه هر چي ابوعلي رد آن انديشيده ‏بود برايش مفهوم نشده بود .‏

در سال 375 هنگامي كه ابوعلي سينا هجده سال داشت نوح دوم بر بخارا حكومت ميراند  . روزي غلامان امير به ‏دنبال وي آمدن تا براي معالجه امير به بالين ي رهسپار شود .‏

ابو علي سينا سابقه بيماري و نشانه هاي بيماري را كه در امير ظاهر شده بود از ابن خالد -  پزشك مخصوص دربار  -  ‏پرسيد .معلوم گشت كه امير از مدتي پيش دچار  درد و سوزش شديد معده و حالت تهوع شده و نيز بخشي از بدنش ‏لمس گشته . ابو علي از روي عوارض بيماري به بيماري امير پي برد و با بررسي  ظروف مخصوص خوراك امير  ‏بيماري امير را مسموميت ناشي از سرب اعلام كرد  و  اقدام به  درمان بيماري امير كرد . ‏

ابوعلي در قبال معالجه امير از وي خواست اجازه ورود و استفاده آزادانه  از كتابخانه سلطنتي بخارا را كرد  - چرا ‏كه تنها شاهزادگان و بزرگان حق استفاده از ان را داشتند - و نوح ابن منصور نيز موافقت كرد .‏

اين واقعه كه در هجده سالگي ابوعلي سينا اتفاق افتاد فصل تازه ايي در علم اندوزي و كسب دانش براي وي گشوده ‏شد . كتابخانه بخارا كي از كاملترين كتابخانه هاي آن روزگار ايران به شمار ميرفت و از اكثر كتابهاي قديمي و ‏كمياب يك نسخه در آن موجود بود

روزي كه ابن سينا به كتابخانه سلطنتي پا گذاشت ، شادي اش از ديدن كتابهاي گوناگون موجود در آن بي حد و ‏حصر بود  . ابو علي با حرص و ولع  همه آنها را از نظر گذرانيد و در طول سه سالي كه ابو علي در آن كتابخانه بود و ‏به گفته يكي از شاگردانش دوره طلايي براي تكامل وي محسوب مي شد را بگذراند و معلوماتش را در فقه عميق تر ‏كند . همچنين در مورد ادبيات و موسيقي و زواياي مختلف انها به تجربه و تحقيق بپردازد . او توانست بر روي نقشه ‏هاي نجومي منجمان گذشته كار كند  ‏

ابو علي در سن بيست سالگي شروع به نوشتن كرد  و  مجموعه اي در ده جلد به نام حاصل و محصول را به رشته تحرير ‏در آورد بعد كتابي در باب اخلاق با عنوان البر و الائم - بي گناهي و گناه - نوشت ، نوشته بعدي وي كتابي در باب ‏فلسفه به نام حكمت عروضي در بيست و يك جلد مي باشد ‏

هنگامي كه ابوعلي سينا بيست و يك سال داشت . روزي در كتابخانه مشغول مطالعه بود كه متوجه حريق در قسمت را ‏كتابخانه شد  . سعي ابوعلي و نگهبانان براي خاموش كردن آتش بي فايده بود و كتابها طعمه آتش قرا گرفت  بعد از ‏آتش سوزي كه به رواياتي عمدي و توسط دشمنان ابوعلي در دربار صورت گرفته بود  در شهر شايعه كردند كه خود ‏بوعلي كتابخانه را آتش زده كه اين موضوع نيز در امير اثر كرد و سبب شد تا از ورود ابوعلي به بيمارستان و درمانگاه  ‏جلوگيري كنند . در همين حال پدر بوعلي نيز درگذشت وسبب شد تا بوعلي تصميم به سفر گيرد و با دوست خود ‏ابوسهل مسيحي در سال  379 ترك ديار كرد و راهي مقصدي نا معلوم شد ‏

ابوعلي سينا پس از ترك پايتخت ساماني و گذشت نزدي به يك ماه در يكي از استراحتگاه هاي ميان راه با مردي به ‏نام منصور بن عراق برخورد كرد كسي كه خود از نجيب زادگان و انديشمندان دربار خوارزم بود و ابن سينا را به ‏دربار خوارزم دعوت كرد  . در آن زمان دربار خوارزم تمامي دانشمندان و فرزانگان را به دربار خود دعوت ‏ميكردند كه به سبب وزير فاضل ابن مامون  ابوالحسن احمد بن سهيلي بود كه دانشمندان را در دربار خوارزم جمع ‏ميكرد ‏

مركز حكومت ابن مامون خوارزمشاه ، شهر گركامج در ساحل رود جيحون بود  . در دربار خوارزمشاهيان ابوعلي ‏سينا و ابوسهيل به گرمي استقبال شدند ، و خود سهيلي وزير خوارزمشاه   به پيشواز ايشان آمد  . پس از مدتي ‏استراحت با امير ابن مامون ديدار كردند و او نيز به ايشان خوش آمد گفت ‏

ابو علي براي مدتي نزديك به سيزده سال در گرگانج ماند و در طول اين مدت وقت خود را به تدريس ، تحرير و ‏معالجه بيماران گذراند  . وي در اين مدت كتابها و رسالات زيادي به رشته تحرير در آورد كه از جمله آنها ميتوان ‏رساله اي در مورد نبض به زبان فارسي ، رساله اي در مورد بيهودگي پيش بيني آينده بر اساس حركت ستارگان به ‏زبان عربي  و قصيده اي در مورد منطق ، كتابي در باب فلسفه  به نام بقاء النفس الناطقه  و رساله اي در باب ‏افسردگي با نام حزن الاسبابه و بسياري  بسياري ديگر نوشت ‏

در اين سالها ابوسهل همواره همرا بوعلي بود و دوستي بسياري بين آنها پديد آمده بود . يك روز فرستاده اي از ‏سلطان محمود غزنوي خبر داد كه خوارزمشاه بايد تمامي دانشمندان خود را نزد او و به پايتخت غزنويان روانه كند ‏در اين زمان بوعلي بر خلاف ديگر دانشمندان به غزنين نرفت و بعد از سيزده سال اقامت در گرگانج در زمستان سال  ‏‏392  به هراه دوست خود ابوسهل مسيحي شبانه از گرگانج گريخت . سلطان محمود از نيامدن ابن سينا ناراحت شده ‏و دستور ميدهد تصاوير زيادي از وي كشيده براي فرمانروايان خراسان بفرستند وبراي دستگيري و تحويل او جايزه ‏بزرگي تعيين ميكند .‏

ابو علي سينا ابتدا براي ديدن مادر خود راهي خراسان و شهر بخارا ميشود . اما به زودي ماموران از برگشتن وي ‏باخبر ميشوند و و او دوباره مجبور به فرار ميشود  . و اين بار همراه دوست خويش ابوسهيل راهي گرگان نزد سلطان ‏قابوس بن وشمگير ميشود در بين راه بر اثر طوفان شن دوست و همراه خود ابوسهل را از دست ميدهد .ابوعلي سينا ‏بعد از طي مراحلي سخت وارد گرگان ميشود كه باخبر ميشود سلطان قابوس توسط سپاهيانش كشته شده است ‏‏.ابوعلي سينا هنگام ورود به شهر مورد لطف و احترام زرين گيس دختر سلطان قابوس كه مانند پدر دوستدار فضلا ‏بود قرار گرفت ‏

ابن سينا  اوايل سال 392 به گرگان رسيده بود در منزل شخصي به نام ابو محمد شيرازي سكنا گزيددر اين دوران بود ‏كه ابو عبيداله جوزجاني يكي از دانشجويان مستعد ابن سينا به خدمت او درآمد  و تا پايان عمر ابوعلي سينا ‏درخدمت او ماند . اوبعلي مدت يك سال در خانه ابو محمد ماند  . ي مطالب را به ابو عبيد جوزجاني ميگفت و او ‏مينوشت  و مطالبي  تحت عنوانهاي الادوية القلبيه - دارويي براي قلب -  و اروزة في الطب - قصيده اي در باب طب ‏‏-  و در همينجا بود كه فكر تاليف كتابي به نام قانون در مورد طب در ذهن ابوعلي پيريزي شد .‏

ابوعلي در سال 393  عازم ري شد در اين زمان  پادشاهان آل بويه در نواحي شمالي و مركزي ايران سلطنت ‏ميكردند ابن سينا به درخواست سيده خاتون ، زن فخر الدوله ، پادشاه ال بويه براي درمان فرزندش به ري رفت و ‏پس از درمان مجدالدوله كه صرع داشت رياست و سرپرستي بيمارستان ري را پذيرفت ‏

در سال 394 ابوعلي به خدمت شمس الدوله در آمد ، شمس الدوله كه از بيماري قولنج رنج ميبرد و پزشكان بيماري ‏وي را تشخيص نميدادند توسط ابوعلي بهبود يافت  و سمت طبيب مخصوص امير را گرفت و بعد از چند ماه به سمت ‏وزارت شمس الدوله منصوب گشت .‏

در طي سالهايي كه در همدان گذرانيد نوشتن كتاب قانون در سال  398 به پايان رسيد  او در اين دوران تعداد قابل ‏توجهي كتاب و رساله نوشت  . روز ها را صرف تدريس و طبابت در بيمارستان و رسيدگي به امور سياست ميكرد و ‏شب ها را صرف تحرير و تاليف كتاب و بعضا بحث و شب نشيني با انديشمندان همدان ميكرد .‏

در چهارمين سال وزارت قانوني براي كم كردن جيره غلامان و سپاهيان تدوين كرد كه سبب شد سپاهيان عليه وي ‏شورش كنند . شمس الدوله براي راضي كردن سپاهيان ابوعلي را به خانه شخصي  به نام شيخ سعيد ابن دخدوك  ‏تبعيد كرد و فرمان او را جلوي چشم سپاهيان سوزاند . در دوران تبعيد بود كه ابوعلي كتاب شفا در مورد فلسفه و ‏نكات مثبت نظريات ارسطو نوشت ‏

بعد از مدتي بيماري امير وخيم شد و ابوعلي را نزد وي آوردند  و بوعلي  سمت وزارت خود را از سر گرفت . در ‏همين ايام نامه اي از ابو ريحان بيروني دريافت كرد كه حاوي ده سوال بود كه جواب آنها را در رساله اي به نام ‏الاجويه عن مسائل ابوريحان بيروني نوشت ‏

بعد از مرگ شمس الدوله ابوعلي سينا با علاء الدوله دائي شمس الدوله كه حاكم اصفهان بود مكاتبه كرد و خواستار ‏حضور در دربار وي شد كه بعد از باخبر شدن سماء  الدوله جانشين شمس الدوله ، به جرم خيانت او را در زندان دژ ‏فرد جان در ناحيه فرهان زنداني كرد . ابوعلي كار نوشتن را در زندان نيز ادامه داد  در سال 402  علاء الدوله به ‏همدان حمله كرد ولي موفق به گرفتن دژ فرد جان نشد  . بعد از آن  سماء  الدوله ابن سينا را مورد عفو قرار داد و ‏او را به همدان باز گرداند . ولي بوعلي ماندن در همان را صلاح ندانست  و از همدان گريخت و راه اصفهان را در ‏پيش گرفت ‏

او در مدت زندان كتابهاي الهدا في الحكمت - راهنماي عقل - و كتابي ديگر با نام حي بن يقظان - زنده بيدار - را ‏به پايان رساند و رساله اي در باب قولنج و بيماري قلبي به رشته تحرير در آورد

در سال 403 ابو علي به اصفهان وارد شد وبه عنوان يكي از نزديكان   علاء الدوله در آمد ‏

ابوعلي سينا در اصفهان كتاب شفا را به پايان رساند  . و بعد در سال هاي آخر عمر  تمامي تجربيات خود در زمينه ‏طب را در كتاب قانون نوشت  و كتاب ارزشمند  خود را كامل كرد ‏

در مهر 415 خبر حمله مسعود پسر سلطان محمود غزنوي به اصفهان رسيد در همين هنگام  علاء الدوله با سپاهيان ‏خود از اصفهان خارج شد اوب علي نيز به همراه علاء الدوله از اصفهان خارج شد ولي كتابهايش در اصفهان ماند كه ‏مورد تاراج غارتگران ترك قرار گرفت و بسياري از آنها از بين رفت يا به غزنه منتقل شد ‏

علاء الدوله به سمت همدان حركت كرد در اين سفر ابوعلي به قلنج مبتلا شد  كه جوزجاني به كمكش آمد ولي بوعلي ‏براي آنكه زودتر بهبود يابد ميزان دارو را افزايش داد كه سبب از بين رفتن قواي جسمي او گشت او در اين زمان ‏كتابي در مورد اثبات خدا با نام حكمت المشرقين - فلسفه شرقي - كه تقريبا نوعي وصيت نامه بود نوشت .‏

بعد از چندي بيماري ابن سينا شدت گرفت وي كه چندين بار بر اين بيماري در بدن ديگران غلبه كرده بود نتوانست ‏اين بيماري را در خود درمان كند و در  هشتم آبان ماه 415 در شهر همدان رخت از جهان فاني بر بست  و او را در ‏همان شهر به خاك سپردن ‏

 

آثار ابن سينا :

 

به دليل آنكه در آن عصر، عربي زبان رايج آثار علمي بود، ابن سينا و ساير دانشمندان ايراني كه در آن روزگار مي‌زيستند ‏كتابهاي خود را به زبان عربي نوشتند. بعدها بعضي از اين آثار به زبانهاي ديگر از جمله فارسي ترجمه شد.‏

افزون بر اين، ابن‌سينا در ادبيات فارسي نيز دستي قوي داشته‌است. بيش از ۲۰ اثر فارسي به او منسوب است كه از ميان ‏آن‌ها انتساب دانشنامه علائي و رساله نبض بدو مسلم است. آثار فارسي ابن‌سينا، مانند ساير نثرهاي علمي زمان وي، با ‏رعايت ايجاز و اختصار كامل نوشته شده‌است

آثار فراواني از ابن‌سينا به جا مانده و يا به او نسبت داده شده كه فهرست جامعي از آن‌ها در فهرست نسخه‌هاي مصنفات ‏ابن سينا آورده شده‌است. اين فهرست شامل شامل ۱۳۱ نوشته اصيل از ابن سينا و ۱۱۱ اثر منسوب به او است. ‏

از مصنفات او: ‏

كتاب المجموع در يك جلد، كتاب الحاصل و المحصول در بيست جلد، كتاب البرّ و الاثم، در دو جلد، كتاب الشفاء، در هجده ‏جلد، كتاب القانون فى الطب، در هجده جلد، كتاب الارصاد الكليه، در يك جلد، كتاب الانصاف، در بيست جلد، كتاب النجاه، در ‏سه جلد، كتاب الهدايه، در يك جلد، كتاب الاشارات، در يك جلد، كتاب المختصر الاوسط، در يك جلد، كتاب العلائى، در يك ‏جلد، كتاب القولنج، در يك جلد، كتاب لسان العرب فى اللغه، در ده جلد، كتاب الادوية القلبيه، در يك جلد، كتاب الموجز، در ‏يك جلد، كتاب بعض الحكمة المشرقيه، در يك جلد، كتاب بيان ذوات الجهه، در يك جلد، كتاب المعاد، در يك جلد، كتاب المبدأ ‏و المعاد، در يك جلد.‏

 رساله‏هاى او :‏

رسالة القضاء و القدر، رسالة فى الآلة الرصديه، رسالة عرض قاطيغورياس، رسالة المنطق بالشعر، قصائد فى العظة و ‏الحكمه، رسالة فى نعوت المواضع الجدليه، رسالة فى اختصار اقليدس، رسالة فى مختصر النبض به زبان فارسى، رسالة فى ‏الحدود، رسالة فى الاجرام السماوية، كتاب الاشاره فى علم المنطق، كتاب اقسام الحكمه، كتاب النهايه، كتاب عهد كتبه ‏لنفسه، كتاب حىّ بن يقطان، كتاب فى انّ ابعاد الجسم ذاتية له، كتاب خطب، كتاب عيون الحكمه، كتاب فى انّه لا يجوز ان ‏يكون شى‏ء واحد جوهريا و عرضيا، كتاب انّ علم زيد غير علم عمرو، رسائل اخوانيه و سلطانيه و مسائل جرت بينه و بين ‏بعض العلماء.‏

فلسفه

• شفا ‏

• نجات ‏

• الاشارات والتنبيهات ‏

• حي بن يقظان ‏

 

رياضيات

• زاويه ‏

• اقليدس ‏

• الارتماطيقي ‏

• علم هيئت ‏

• المجسطي ‏

• جامع البدايع ‏

 

طبيعي

• ابطال احكام النجوم ‏

• الاجرام العلوية واسباب البرق والرعد ‏

• فضا ‏

• النبات والحيوان ‏

 

پزشكي

• قانون ‏

• الادوية القلبيه ‏

• دفع المضار الكليه عن الابدان الانسانيه ‏

• قولنج ‏

• سياسة البدن وفضائل الشراب 

• تشريح الاعضا ‏

• الفصد ‏

• الاغذيه والادويه ‏

كتاب قانون يك دايره المعارف پزشگي است كه در ان تمام مباني اصلي طب سنتي مورد بحث قرار كرفته‌است مانند :مباني ‏تشريح/اناتومي/ مباني علامت شناسي/سميولوجي/داروشناسي وداروسازي و نسخه نويسي/فارماكولوجي/وغيره.كتاب ‏قانون در سال ۱۳۶۰ توسط مرحوم شرفكندي هژار از زبان عربي به زبان فارسي امروزي ترجمه شد وتوسط انتشارات ‏سروش منتشرگرديد وتاكنون چندين بار تجديد چاپ شده‌است. كتاب قانون در دانشگاه‌هاي اروپايي وآمريكايي تادو قرن ‏پيش مورد استفاده پزشگان بوده وبه اكثر زبانهاي دنيا ترجمه شده‌است. وبعد از انجيل بيشترين چاپ را داشته‌است. ‏افلاطون مغز و قلب و كبد رااز اعضاي حياتي بدن انسان ذكر كرده بود و لذا اين اعضارا مثلث افلاطون /تريگونوم پلاطو/ ‏ميناميدند.ابن سينااعلام نمود كه دوام وبفائ نسل انسان وابسته به دستگاه توليد مثل است ولذا جمع چهار عضو مذكور را ‏مربع ابن سينا/كوادرانگولا اويسينا / ناميدند. وي همچنين علاقه مند به تاثيرات انديشه بر جسم بود و آثاري نيز در باب ‏روانشناسي دارد.‏

 

موسيقي

پورسينا تئوري‌داني داراي ديدگاه‌هاي موسيقايي است. او مرد دانش و نه كنش در موسيقي بود ولي آنچنان از همين ‏دانش نظري سخن مي‌راند كه گويي در كنش نيز چيره دست است. گمان مي‌شود پورسينا و فارابي بنيادگذاران نخستين ‏پايه‌هاي دانش هماهنگي(هارموني) در موسيقي بوده‌اند. آثار موسيقايي پور سينا روي هم رفته پنج اثر مهم اوست كه در ‏بخش‌هايي از آنها به موسيقي پرداخته شده:‏

• شفا ‏

• جوامع علم موسيقي ‏

• المدخل الي صناعة الموسيقي ‏

• لواحق ‏

• دانشنامه علايي ‏

• نجات ‏

• اقسام العلوم ‏

 

 : شاگردان ابن سينا


ابن سينا علاوه بر آثار خود چند شاگرد نيز تربيت كرد كه هر كدام دانشمند بزرگي در زمان خود شدند. از ميان شاگردان او اين چندتن سرشناسترند

:

ابوالحسن بهمنيار بن مرزبان شاگرد بسيار معروف ابن سينا است كه برخي از آثار او در دست است. وي از زردشتيات آذربايجان بود.ولي بعدها مسلمان شد و كنيهٔ ابوالحسن را برگزيد. .چنانكه بسياري از اراب تواريخ به اين مطلب تصريح كرده اند و از نوشته‌هاي خود ابوالحسن بهمنيار از جمله التحصيل چنين مطلبي تاييد مي‌شود. يكي از كتاب‌هاي ابن سينا به نام المباحث بيشتر شامل جواب سؤالات او است.


ابوعبيدالله عبدالواحد بن محمد جوزجاني از سال ۴۰۳ هجري تا هنگام مرگ ابن سينا پيوسته در خدمت او بوده‌است و پس از مرگ او به گردآوري و تأليف آثار او پرداخت. تبحر او در رياضيات بود.


ابوعبدالله محمد بن احمد المعصومي يكي ديگر از شاگردان مشهور ابن سينا است كه رسالةالعشق را ابن سينا به نام او نوشت.وقتي نزاع علمي بوعلي سينا و ابوريحان بيروني بر اثر برخي گفتارهاي ابوريحان منقطع شد معصومي ادامهٔ بحث با ابوريحان را به عهده گرفت. مطالب معصومي به همراه اجوبه ابن سينا و سوالان و ردود ابي ريحان در كتابي به نام اسئله و اجوبه در ايران و لبنان چاپ شده است.


شيخ علي نسائي خراساني يكي ديگر از شاگردان ابن سينا كه ناصر خسرو هم در سفرنامه اش از وي نام مي‌برد.

 

[ ۷ دى ۱۳۹۲ ] [ ۰۴:۵۱:۰۶ ] [ محمدرضا پا شايي ] [ نظرات (0) ]
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
[ ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

سلام ااين سايت براي شما درباره سرگذشت دانشمنداني چون ابو ريحان بيروني . ابوعلي سينا . دكتر حسابي و عير و غيره بازگو مي كنذ واز همه تازه تر دانشمندان هسته كه چندي پيش به شهاد ت رسيدند هم در اين سايت وجود دارد
نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 9
دیروز : 10
افراد آنلاین : 1
همه : 1813
چت باکس